محمد حسن خان اعتماد السلطنه

1399

تاريخ منتظم ناصرى ( فارسى )

مستظهر داشتند . در اين اثنا خبر رسيد كه يكلك سردار تراكمه يموت به كيوسر هزار جريب تاخته بعضى نهب و قتل در آنجا نموده ، جان محمّد خان قاجار و كاظم خان هزار جريبى درصدد منع و دفع برآمده ، ولى از عهدهء آن خيره‌سر برنيامده‌اند . و طوايف ككلان مطّلع شده با پنج هزار سوار راه بر سردار يموت بسته يكلك و جمعى را مقتول ساخته و بعضى از چنگ آن طوايف رسته‌اند . حكم محكم پادشاهى صادر شد كه حكّام استرآباد و مازندران و هزار جريب به تأديب طايفهء يموت پردازند و بعد از انقضاى ماه روزه نوّاب جعفر قلى خان با لشكر فراوان در اصفهان مانده موكب ظفر كوكب شهريارى به قصد چمن سنگباران انتهاض فرمود ، و اسمعيل خان زند كه از جانب جعفر خان زند در بروجرد و آن صفحات بعضى دست‌اندازيها نموده به محض اينكه دانست عساكرهء منصوره متوجّه و عازم تدمير او مىباشند راه فرار پيش گرفت ولى در حوالى اصفهان او را دستگير كرده به حضور همايون آوردند و چشم خود را بر سر خودسرى گذاشت . پس از آن او را روانهء طهران كردند و از آنجا راه ديار عدم پيش گرفت - هم در اين اوان نواب سليمان خان قاجار به تنبيه طوايف بختيارى رفته بسيارى از سركشان و طاغيان آن طوايف را بكشت و جمعى را اسير كرده به آستان مبارك آورد - هم در اين اوقات على خان افشار خمسه‌اى را خيال و داعيهء سرى و دعوى سرورى در دماغ جاى گرفته موكب منصور براى دفع هواى او راه خمسه و زنجان پيش گرفت . او از استماع اين خبر خايف و هراسان شده وسايل و وسايط برانگيخت و خدمات كرد تا از جرايم خود معفو شد - نيز در اين سال در چمن گوران دشت به احضار هدايت اللّه خان گيلانى حكمى صادر شده او به موجب تسويلات نفسانى اطاعت نكرده نواب مصطفى قلى خان را به دفع او تعيين فرمودند . هدايت اللّه خان ايوانى خان نام گرجى را در منزل رستم‌آباد به استقبال لشكر بااستعداد مصطفى قلى خان فرستاده آنها در جلو آن سيل هايل زيست نتوانستند كرد لهذا بگريختند و مصطفى قلى خان شهر دار المرز را بگرفت . هدايت اللّه خان به پير بازار كه عمدهء استعداد جنگى او در آنجا بود برفت و ده شبانه‌روز در پيربازار ميان هواخواهان او و عساكر شهريار قاجار جنگ و پيكار در كار بود ، آخر الامر هدايت اللّه خان مغلوب شده به